|
مطالب جالب و عکسهای دیدنی خود را برای ما بفرستید تا
در این قسمت با نام خودتان به دید همه برسد
ظروف
پلاستیکی یکبار مصرف
به گفته یك متخصص تغذیه، در ظروف پلاستیکی یکبار مصرف
مادهای سمی بنام دیگوكسین آزاد میشود كه خطر بروز سرطان به خصوص
سرطان سینه را در زنان افزایش میدهد. دیگوكسین برای سلولهای بدن انسان
فوقالعاده سمی است و خطر تولید آن در ظروف یك بار مصرف بخصوص در اثر
حرارت غذای پرچرب بیشتر است.
دكتر فرزاد شیدفر عضو هیات علمی دانشگاه علوم پزشكی
ایران با بیان این مطلب كه امروزه با افزایش جمعیت و نیاز گروههای
مختلف سنی و افزایش مصرف غذا در خارج از منزل، نیاز به استفاده از ظروف
یكبار مصرف افزایش یافته است، اظهارداشت: مصرف لیوانهای یكبار مصرف كه
برای آشامیدن چای یا نوشیدنیهای داغ مورد استفاده قرار میگیرد، نباید
حاوی مشتقات مواد نفتی و نایلونی باشند؛ چرا كه تهدیدی جدی برای سلامت
افراد هستند.
این متخصص تغذیه با تاکید بر این که معمولاً لیوانهای
مقوایی و كاغذی برای این منظور مناسبترهستند، گفت: به منظور پیشگیری
از خطرات ناشی از ظروف یكبار مصرف، افراد باید هنگام استفاده از این
ظروف، نكات زیر را مورد توجه قراردهند؛ ظروف پلاستیكی یكبار مصرف حاوی
غذا را داخل ماكروفر قرار ندهند، بطریهای یكبار مصرف حاوی آب آشامیدنی
را در داخل فریزر قرارندهند، از پوششهای پلاستیكی ظروف یكبارمصرف در
داخل ماکروفر خودداری نمایند.
دكتر شیدفر با اشاره به این مطلب كه جهت جلوگیری از
عوارض ظروف یكبار مصرف باید از ظروف شیشهای پیركس و سرامیك برای حرارت
دادن به غذاها استفاده كرد، گفت: جهت حرارت دادن به غذا داخل ماكروفر
بهتر است از حولههای كاغذی به جای پوششهای شفاف نایلونی یا پلاستیكی
استفاده شود.
دكتر شیدفر گفت: برای آگاهی بیشتر هموطنان، این نكته
ضروری است كه ظروف تفلون باید بدون خدشه، زنگ زدگی و آسیب دیدگی باشد،
زیرا در این صورت میتواند عامل تهدیدكنندهای برای سلامتی انسان باشد.
بنابراین ظروف تفلون سالم در مقایسه با ظروف مسی یا آهنی یا آلومینیومی
اولویت دارند.
وی درپایان تاكید كرد: برای
آشامیدن مایعات سرد و گرم بهتر است از لیوانهایی كه از جنس مواد طبیعی
ساخته شده و مورد تائید وزارت بهداشت هستند، استفاده كنید
فرستنده:مهرداد گنج
خانلو
عبور از
رودخانه
كليات
: هنگام عبور از رودخانه به شكل اريب حركت كنيد و از نيروي آب استفاده
كنيد و از عرض رودخانه بصورت كاملا مستقيم و عمود حركت نكنيد و بقولي
هرگز بيگدار به آب نزنيد يعني راه و جاي بهتري را انتخاب كنيد ، مواظب
باشيد در مسيرتان گودال نباشد . از جاي پهن رودخانه عبور كنيد . كه
بيشتر تخت و صاف باشد ، سعي كنيد پا را متوقف نكنيد ، مواظب باشيد
تعادل شما بهم نريزد وگرنه با افتادن و ضربه به سر توسط سنگهاي بزرگ
ديگر قادر به تصميم گيري نخواهيد بود .
دماي
آب :
قبلا
آب را از نظر سردي شناسائي كنيد گاهي يخآب رودخانه بدن شما را كرخت
مي كند و يا دست و پا ميگيرد ، در مناطق جنگلي از پوتين كه چند سوراخ
كه در كنارش داشته باشد استفاده كنيد كه آب تخيله شود و با ورود هوا
پاهايتان خشك شود و البته بموقع كفش را در آوريد و پاهايتان را خشك
كنيد ، مواظب هواي باراني باشيد كه كار مشكل تر خواهد شد ، در بارانهاي
موضعي كه ابرها از جنوب غرب نيستند، اين اتفاق رخ ميدهد ، ابرهاي غربي
وضع مشخصي دارند ولي ابرهاي موضعي ناگهان به سيل و طوفان كوتاه مدت ولي
عصباني تبديل مي شوند. امروزه كه ورق پلاستيك و كيسه پلاستيك فراوان
وجود دارد همه كوله بارتان را ضد آب كنيد ( در پلاستيك بپيچيد ) و در
برف و باران براحتي بگذريد بدون اينكه كوله بارتان خيس شود . از
چوبدستي بلند در عبور از رودخانه براي حفظ تعادل و يافتن موانع استفاده
كنيد ، شايد در جائي بتوانيد از روي آب شنا كنيد و ساز و برگ را نيز
شناور كنيد و با طناب بخودتان ببنديد، مواظب شاخ و برگ زير آب باشيد .
عبور
با وسائل ممكنه :
مي
توانيد از شلوار خيس كه پاچه هاي آنرا بسته ايد در عبور از آب استفاده
كنيد .خودتان را به وسط دو پايش بياندازيد . وقتي پاچه هاي شلوار از
باد پر شود شما پائين نمي رويد . حالت جليقه نجات پيدا مي كند ، از دو
كيسه پلاستيك كه باد مي كنيد يا دو توپ يا دو كپسول گاز و يا دو قطعه
چوب خشك استفاده كنيد.
اگر در اطرافتان ني هاي خيزران و تو پيدا مي شود آنها را بصورت دسته
جمعي ببنديد و قايق بسازيد.
سعي كنيد علوفه را دورتا دور يك سفره يا صفحه نايلوني و پلاستيكي
ببنديد تا از علوفه و پلاستيك قايق درست كنيد .
قدرت
آب :
از صداي آب رودخانه مي توانيد پي ببريد كه قدرت آب چقدر است .از سرعت
آب مي شود فهميد عبور چگونه خواهد بود.گاهي
مي توانيد از يخ هاي شناور استفاده كنيد و بشكل قايق در آوريد.
پاندول قايقي :
دقت
كنيد كه معمولا در پيچ و خم رودخانه ، آب سمت چپ رودخانه ، به سمت
راست آن منتقل مي شود. بنابر اين در پيچ و خم رودخانه مي توان از نيروي
آب استفاده كرد.به صورت ابتكاري چيزي شبيه قايق بسازيد و آن را به
طنابي ببنديد . آب خود به خود قايقي را كه با طناب به يك لب رودخانه
بسته شده بعد از پيچ به لب ديگر رودخانه مي كشاند و شما را قادر مي
سازد تا به سمت ديگر رودخانه برويد. البته براي امتحان، اول قطعه چوبي
را با طناب بياندازيد و آزمايش كنيد كه به كجاي لب رودخانه اصابت مي
كند.
اين
پيچ ها كمك مي كنند ولي فشار موجهاي قوي آب نيز گاهي خطر سازند ، اول
قايق را كه ابتكاري ساخته ايد به صورت خالي امتحان كنيد ، بعد بار
بفرستيد و بعد انسان بفرستيد
عبور
از رودخانه و پرتاب طناب :
هنگام
عبور از رودخانه مي توانيد از طناب استفاده كنيد . دو طناب انتخاب كنيد
و آنها را بهم ببنديد . وزنه اي به طناب نازك تر ببنديد. طناب اصلي را
پرتاب نكنيد بلكه طناب محكم نازك تر را كه به طناب اصلي بسته ايد،
همراه وزنه اش بصورت قلاب سنگ به انسوي رودخانه پرتاب كنيد.وزنه اي كه
به طناب مي بنديد بيش از 400 گرم نباشد و اگر مي توانيد وزنه اي كه
كاملا كروي است انتخاب كنيد و آنرا داخل يك پوشش محكم بافتني قرار
دهيد بطوريكه گره و گيري نداشته باشد.مي توانيد چكش را كه دسته آن
سوراخ و به سر طناب وصل است پرتاب كنيد . فراموش نشود كه سر ديگر طناب
بايد به جائي محكم شود .
فرستنده:سعید
قرائتی
لباس
های کثیف!
زن و مرد جوانی به محله
جدیدی اسبابکشی کردند. روز بعد ضمن صرف صبحانه، زن متوجه شد که
همسایهاش درحال آویزان کردن رختهای شسته است و گفت: «لباسها چندان
تمیز نیست. انگار نمیداند چطور لباس بشوید. احتمالآ باید پودر
لباسشویی بهتری بخرد.» همسرش نگاهی کرد اما چیزی نگفت.هربار که زن
همسایه لباسهای شستهاش را برای خشک شدن آویزان میکرد زن جوان همان
حرف را تکرار میکرد تا اینکه حدود یک ماه بعد، روزی از دیدن لباسهای
تمیز روی بند رخت تعجب کرد و به همسرش گفت:«یاد گرفته چطور لباس بشوید.
ماندهام که چه کسی درست لباس شستن را یادش داده!»مرد پاسخ داد: «من
امروز صبح زود بیدار شدم و پنجرههایمان را تمیز کردم!»
زندگی هم همینطور است.
وقتی که رفتار دیگران را مشاهده میکنیم، آنچه میبینیم به درجه شفافیت
پنجرهای که از آن مشغول نگاه کردن هستیم بستگی دارد. قبل از هرگونه
انتقادی، بد نیست توجه کنیم به اینکه خود در آن لحظه چه ذهنیتی داریم و
از خودمان بپرسیم آیا آمادگی آن را داریم که بهجای قضاوت کردن فردی که
میبینیم درپی دیدن جنبههای مثبت او باشیم؟
فرستنده:مهرداد گنج خانلو
خدمات داریوش کبیر
آيا
ميدانيد : اولين سيستم استخدام دولتي به صورت لشگري و کشوري به مدت40
سال خدمت و سپس بازنشستگي و گرفتن مستمري دائم را کورش کبير در ايران
پايه گذاري کرد.
آيا
ميدانيد : کمبوجبه فرزند کورش بدليل کشته شدن 12 ايراني در مصر و اينکه
فرعون مصر به جاي عذر خواهي از ايرانيان به دشنام دادن و تمسخر پرداخته
بود ، با 250 هزار سرباز ايراني در روز 42 از آغاز بهار 525 قبل از
ميلاد به مصر حمله کرد و کل مصر را تصرف کرد و بدليل آمدن قحطي در مصر
مقدار بسيار زيادي غله وارد مصر کرد . اکنون در مصر يک نقاشي ديواري
وجود دارد که کمبوجيه را در حال احترام به خدايان مصر نشان ميدهد. او
به هيچ وجه دين ايران را به آنان تحميل نکرد و بي احترامي به آنان
ننمود.
آيا
ميدانيد : داريوش کبير با شور و مشورت تمام بزرگان ايالتهاي ايران که
در پاسارگاد جمع شده بودند به پادشاهي برگزيده شد و در بهار 520 قبل از
ميلاد تاج شاهنشاهي ايران رابر سر نهاد و براي همين مناسبت 2 نوع سکه
طرح دار با نام داريک ( طلا ) و سيکو ( نقره) را در اختيار مردم قرار
داد که بعدها رايج ترين پولهاي جهان شد.
آيا
ميدانيد : داريوش کبير طرح تعلميات عمومي و سوادآموزي را اجباري و به
صورت کاملا رايگان بنيان گذاشت که به موجب آن همه مردم مي بايست خواندن
و نوشتن بدانند که به همين مناسبت خط آرامي يا فنيقي را جايگزين خط
ميخي کرد که بعدها خط پهلوي نام گرفت .
آيا
ميدانيد : داريوش در پايئز و زمستان 518 - 519 قبل از ميلاد نقشه ساخت
پرسپوليس را طراحي کرد و با الهام گرفتن از اهرام مصر نقشه آن را با
کمک چندين تن از معماران مصري بروي کاغد آورد.
آيا
ميدانيد : داريوش بعد از تصرف بابل 25 هزار يهودي برده را که در آن شهر
بر زير يوق بردگي شاه بابل بودند آزاد کرد.
آيا
ميدانيد : داريوش در سال دهم پادشاهي خود شاهراه بزرگ کورش را به اتمام
رساند و جاده سراسري آسيا را احداث کرد که از خراسان به مغرب چين ميرفت
که بعدها جاده ابريشم نام گرفت.
آيا
ميدانيد : اولين بار پرسپوليس به دستور داريوش کبير به صورت ماکت ساخته
شد تا از بزرگترين کاخ آسيا شبيه سازي شده باشد که فقط ماکت کاخ
پرسپوليس 3 سال طول کشيد و کل ساخت کاخ 80 سال به طول انجاميد.
آيا
ميدانيد : داريوش براي ساخت کاخ پرسپوليس که نمايشگاه هنر آسيا بوده 25
هزار کارگر به صورت 10 ساعت در تابستان و 8 ساعت در زمستان به کار
گماشته بود و به هر استادکار هر 5 روز يکبار يک سکه طلا ( داريک ) مي
داده و به هر خانواده از کارگران به غير از مزد آنها روزانه 250 گرم
گوشت همراه با روغن - کره - عسل و پنير ميداده است و هر 10 روز يکبار
استراحت داشتند.
آيا
ميدانيد : داريوش در هر سال براي ساخت کاخ به کارگران بيش از نيم
ميليون طلا مزد مي داده است که به گفته مورخان گران ترين کاخ دنيا
محسوب ميشده . اين در حالي است که در همان زمان در مصر کارگران به
بيگاري مشغول بوده اند بدون پرداخت مزد که با شلاق نيز همراه بوده است.
آيا
ميدانيد : تقويم کنوني ( ماه 30 روز ) به دستور داريوش پايه گذاري شد و
او هياتي را براي اصلاح تقويم ايران به رياست دانشمند بابلي "دني تون"
بسيج کرده بود . بر طبق تقويم جديد داريوش روز اول و پانزدهم ماه تعطيل
بوده و در طول سال داراي 5 عيد مذهبي و 31 روز تعطيلي رسمي که يکي از
آنها نوروز و ديگري سوگ سياوش بوده است.
آيا
ميدانيد : داريوش پادگان و نظام وظيفه را در ايران پايه گزاري کرد و به
مناسبت آن تمام جوانان چه فرزند شاه و چه فرزند وزير بايد به خدمت
بروند و تعليمات نظامي ببينند تا بتوانند از سرزمين پارس دفاع کنند.
آيا
ميدانيد : داريوش براي اولين بار در ايران وزارت راه - وزارت آب -
سازمان املاک -سازمان اطلاعات - سازمان پست و تلگراف ( چاپارخانه ) را
بنيان نهاد.
آيا
ميدانيد : اولين راه شوسه و زير سازي شده در جهان توسط داريوش ساخته
شد.
آيا
ميدانيد : داريوش براي جلوگيري از قحطي آب در هندوستان که جزوي از
امپراطوري ايران بوده سدي عظيم بروي رود سند بنا نهاد.
آيا
ميدانيد : فيثاغورث که بدلايل مذهبي از کشور خود گريخته بود و به ايران
پناه آورده بود توسط داريوش کبير داراي يک زندگي خوب همراه با مستمري
دائم شد.
آيا
ميدانيد : در طول سلطنت داريوش کبير 242 حکمران بر عليه او شورش کرده
بودند و او پادشاهي بوده که با 242 مورد شورش مقابله کرد و همه را بر
جاي خود نشاند و عدالت را در سرتاسر ايران بسط داد . او در سال آخر
پادشاهي به اندازه 10 ميليون ليره انگلستان ذخيره مالي در خزانه دولتي
بر جاي گذاشت.
داريوش
در سال 521 قبل از ميلاد فرمان داد : من عدالت را دوست دارم ، از گناه
متنفرم و از ظلم طبقات بالا به طبقات پايين اجتماع خشنود نيستم.
فرستنده:مهرداد
گنج خانلو
نجس ترين چيز دنيا !!!
گویند
( من نمیگم ) روزی پادشاهی این سوال برایش پیش می آید و میخواهد بداند
که نجس ترین چیزها در دنیای خاکی چیست. برای همین کار وزیرش را مامور
میکند که برود و این نجس ترین نجس ترینها را پیدا کند و در صورتی که
آنرا پیدا کند و یا هر کسی که بداند تمام تخت و تاجش را به او بدهد.
وزیر هم عازم سفر می شود و پس از یکسال جستجو و پرس و جو از افراد
مختلف به این نتیجه رسید که با توجه به حرفها و صحبتهای مردم باید پاسخ
همین مدفوع آدمیزاد اشرف باشد.عازم دیار خود می شود در نزدیکی های شهر
چوپانی را می بیند و به خود می گوید بگذار از او هم سؤال کنم شاید جواب
تازه ای داشت بعد از صحبت با چوپان، او به وزیر می گوید من جواب را می
دانم اما یک شرط دارد و وزیر نشنیده شرط را می پذیرد چوپان هم می گوید
تو باید مدفوع خودت را بخوری وزیر آنچنان عصبانی می شود که می خواهد
چوپان را بکشد ولی چوپان به او می گوید تو می توانی من را بکشی اما
مطمئن باش پاسخی که پیدا کرده ای غلط است تو این کار را بکن اگر جواب
قانع کننده ای نشنیدی من را بکش. خلاصه وزیر به خاطر رسیدن به تاج و
تخت هم که شده قبول می کند و آن کار را انجام می دهد سپس چوپان به او
می گوید: " کثیف ترین و نجس ترین چیزها طمع است که تو به خاطرش حاضر
شدی آنچه را فکر می کردی نجس ترین است بخوری".
فرستنده:مهرداد گنج خانلو
دوستی
دو
دوست با پاي پياده از جاده اي در بيابان عبور مي کردند بين راه سر
موضوع اختلاف پيدا کردندو به مشاجره پرداختند يکي از آنها از سر خشم بر
چهر ديگری سيلي زد
دوستي که سيلي خورده بود سخت آزرده شد ولي بدون آن که چيزی بگويد روي
شن های بيابان نوشت امروز بهترين دوست من بر چهره ام سيلی زد آن
دو کنار يکديگر به راه خود ادامه دادند به يک آبادی رسيدند تصميم
گرفتند قدری انجا بمانند و کنار برکه آب استراحت کنند ناگهان شخصي که
سيلي خورده بود لغزيد و د ربرکه افتاد نزديک بود غرق شود که دوستش به
کمکش شتافت و او را نجات داد بعد از آن که از غرق شدن نجات يافت برروی
صخره ای سنگی اين جمله را حک کرد امروز بهترين دوستم جان مرا نجات داد
دوستش با تعجب از او پرسيد بعد از ان که من با سيلی تو را آزردم تو آن
جمله را روی شن های صحرا نوشتی ولي حالا اين جمله را روی صخره حک مي
کنی؟ ديگری لبخندی زد و گفت وقتی کسی ما را آزار مي دهد بايد روی شن
های صحرا بنويسيم تا باد های بخشش آن را پاک کنند ولی وقتی کسی محبتی
در حق ما می کند بايد آن را روی سنگی حک کنيم تا هيچ بادی نتواند آن را
از يادها ببرد.
فرستنده:مهرداد گنج خانلو
دسته
کم 7جور برف داریم
دانه های برف از نظر شکل
و اندازه بسیار باهم متفاوت اند و طبق دسته بندی سازمان جهانی هواشناسی
هفت نوع کریستال برف وجود دارد:پلاکتی،ستاره ای، ستونی،زاویه دار،شاخه
ای،دکمه سرآستینی و بی شکل.حتی درون این هفت دسته نیز باز هم وزن و
حالات دانه های برف بسیار متفاوت است اما با وجود تمامی این تفاوتها
تمامی دانه های برف یک خصوصیت مشترک دارند.تمامی آنها هرچند کم حالت شش
ضلعی خود را حفظ می کنند.
دانه های برف چطور شکل می
گیرد؟
جالب است بدانید در هوای
تمیز برف شکل نمی گیرد.برای آنکه برف شکل های زیبایی پیدا کنند باید
هوا مملو از گرد و غبار باشد.در واقع برف زیبا تنها لباسی سفید بر تن
غبار هوا است.در کنار غبار باید در هوا به اندازه کافی بخار آب وجود
داشته باشد و دمای هوا به اندازه کافی به اندازه کافی پائین آمده
باشد.در صفر درجه سانتی گراد بخار آب باید حداقل پنج گرم در متر مکعب
باشد تا دانه برف احتمال شکل گرفتن پیدا کند.وقتی این سه شرط وجود
داشته باشد بخار آب معلق در هوا تبدیل به کریستال یخ می شود و به شکل
دانه برف شش ضلی در می آید.
چرا شش ضلی؟
دلیل 6ضلی بودن دانه برف
به حالت مولکول آب بر می گردد.مولکول های آب اغلب شکل خود را منظم می
کنند تا بیشترین تماس را با همسایه های خود ایجاد کنند.مولکول آب
تقریباٌ چهار وجهی است و وقتی در شرایط مناسب به کریستال تبدیل می شود
سعی می کند بر حسب شرایط موجود،فشار اتمسفر،میدان مغناطیسی موجود،میزان
وزش باد و درجه هوا...خود را بیشتر گسترش دهدومعمولاٌ در شرایط مناسب
قسمت بالایی و پائین یک کریستال برف بیشتر گسترش می یابد تا حدی که در
درجه 5 تا 10 درجه زیر صفر حالتی زاویه درا پیدا می کند.در دمای 10 تا
12 درجه زیر صفر شبیه پلاکت و در دمای 12 تا 18درجه زیر صفر شبیه ستاره
شش ضلعی می شود.
برف ها،انواع و اقسام
دارند
هرچه کریستال برف یزرگ تر
و زیبا تر شود،سنگین تر شده و سریع تر بر زمین می افتد.رد شدن کریستال
برف از لایه های مختلف هوا با درجه های گوناگون سبب تغییر کردن طبیعت
آن می شود.برف می تواند سبک مثل پر باشد یا سنگین مثل یک پالتوی خز،می
تواند مثل یخ سر یا مثل چسب،چسبناک باشد.کارشناسان برف را به سه نوع
طبقه بندی کرده اند:خشک،تر و چسبناک.برف کوهستان ها برف خشک،سبک و
پودری شکل است که در فضاهای بسیار سرد شکل می گیرد و معمولاٌ نمونه آن
را درشهرها نمی بینیم.برف تر در دمای صفر تا پنج درجه زیر صفر تشکیل می
شود و سنگین و چسبناک است و معمول ترین برفی است که آن را می توانید در
سطح شهر ببینید.سومین نوع برف خیس است که در دمای صفر تا یک درجه سانتی
گراد تشکیل می شود و حاوی مقدار زیادی آب است.این برف خیلی خیلی سریع
روی زمین می نشیند و اصطلاحاٌ گل و شل می شود.
منبع:هفته نامه سلامت
چگونه آتش روشن کنیم؟
اصولا یکی از
مهارتهای اولیه که هر طبیعت گردی باید آنرا به خوبی فرا بگیرد باشد
همین طریقه صحیح و موثر آتش درست کردن است. خصوصا که این امر در فصول
سرد سال که ممکن است به خاطر شرایط بد جوی،شب مانی های اجباری در طبیعت
صورت گیرد یا اینکه به هر علتی(گرم شدن،غذاپختن،خشک کردن لباس
و...)احتیاج به آتش داشته داشته باشیم ،حالتی کاملا حیاتی پیدا میکند.
کلیات:
ما برای روشن کردن
آتش به سه عامل اساسی احتاج داریم:
1-آتش زنه:وسیله
ای که میتواند اولین شعله یا جرقه را برای تولید آتش ایجاد کند،از
قبیل:کبریت-فندک-ذره بین و...
2-آتش گیر:موادی
هستند که به سرعت مشتعل می شوند و میتوان هسته اولیه آتش رابا آنها
تولید کرد،از قبیل:خارو خاشاک،برگهای خشک،کاغذ،نفت،الکل و ...
3- سوختها:موادی
که اشتعال آنها هدف نهایی آتش روشن کردن است از قبیل: چوب ،فضولات خشک
حیوانات، بته و ..
قسمت
اول:«آتش زنه ها»
همانطور که پیشتر
گفته شد؛آتش زنه ها وسایلی هستند که اولین شعله یا جرقه را برای تولید
آتش ایجاد می کنند.که فندک و کبریت معمولی ترین نوع این وسایل هستند.
1-فندکها:
اگر توجه کرده
باشید انواع و اقسام فندک با مکانیزمهای مختلف در بازار موجود میباشد
ولی انواعی که به کار بحث ما می آیند از این قرارند:
1-بهترین نوع
فندکی که می توان از آن در طبیعت و شرایط بد جوی استفاده کرد از نوعی
هست که به فندک المنتی مشهور هست .این فندکها به خاطر خاصیت ضد باد
بودنشان از کارایی بسیار خوبی در طبیعت برخوردارند و لی باید در اسفاده
از آنها این نکته را همیشه به خاطر سپرد که:مصرف سوخت این فندکها بسیار
بالاست و حتما بعد از چند بار استفاده باید شارژ مجدد شوند.
2-فندکهای موسوم
به که از سوخت مایع استفاده می کنندالبته به شرطی که از انواع مرغوب
آنها استفاده شود.
توجه:استفاده
از فندکهای معمولی گازی مخصوصا نوع موسوم به مگنتی به خاطرعدم کارایی
در هوای بادی به هیچ وجه توصیه نمیشود.
2-کبریت:
مشخصات یک کبریت خوب:
1-دارای
چوب بلند باشد.
2-گوگرد
سر آن زیاد باشد.
کبریت متداولترین نوع آتشزنه هست ولی حساسیت آن به رطوبت بزرگترین
نقطه ضعف آن می باشد.پس همیشه یادمان باشد که حداقل یک بسته کبریت را
در خشکترین جای ممکن قرار دهیم به طوری که مطمئن باشیم اگر وسایلمان
ساعتها در زیر باران یا در معرض رطوبت قرار گیرد،کبریتها از خیسی در
امانند!
اصولا نگه داری کبریت در لباس توصیه نمیشود چرا که حتی اگر رطوبت بیرون
نتواند آن را خراب کند،رطوبت داخل خود لباس که ناشی از عمل تعرق
است،ممکن است سبب خیسی آن گردد.
حال
ببینیم چگونه می توانیم یک کبریت ضد آب داشته باشیم:
برای ضد آب کردن کبریت دو روش را مورد بحث قرار می دهیم:
روش اول
:ضد آب کردن تک تک چوب کبریت ها که با غوطه ور کردن آنها در پارافین
مایع حاصل میشود.که البته خودم به این روش اعتقاد چندانی ندارم زیرا در
این حالت کبریتها در هوای سرد به خوبی روشن نمیشوند و پارافین موجود در
سر آنها سبب خرابی سمباده کبریت می شود. اگر از این روش استفاده می
کنید برای رفع این عیب حتما یادتان باشد قبل از کبریت کشیدن حتما
پارافین موجود در سر کبریت را جدا کنید و سپس کبریت بکشید!
روش
دوم :ساختن یک قوطی کبرین ضد باد
برای این کار به یک قوطی خالی فیلم ،یک شمع،مقداری پنبه و مقداری چسب
برق احتیاج داریم.
یک قوطی خالی فیلم تقریبا گنجایش یک بسته کبریت پر را دارد.
در چیدن کبریتها در داخل قوطی به این روش عمل کنید:
1-یک
لایه نازک پنبه در ته قوطی قرار دهید؛این لایه پنبه ای مانند محافظی سر
های گوگردی چوبها را در بر میگیرد و مانع سایش آتها به هم می شود.
2-دو
کاغذ سمباده کبریت را هم ببرید و در داخل قوطی قرار دهید.
3-کبریتها
را طوری بچینید که که سرهای گوگردی آنها در کف قوطی و بر روی پنبه قرار
گیرد؛این نحوه چیدن به این خاطر است که در هنگام استفاده اگر با دست
خیس مجبور به برداشتن کبریت بشویم رطوبت دست باعث خیسی سر گوگردی نشود.
4-کبریتها
را به طور متراکم کنار هم بچینید به طوری که جای بازی نداشته
باشد،البته نه آنقدر که سبب شکستگی سر های گوگردیشان شود.
5-اگر
طول چوب کبریتها کمتر از طول قوطی بود روی آنها یک گلوله پنبه ای قرار
دهید تا بعد از بستن درقوطی نتوانند از جای خود تکان بخورند و بر روی
هم بلغزند.
6-بعد
از اینکه از کاملا بسته شدن در قوطی مطمئن شدید ور در قوطی را کاملا با
پارافین مذاب آب بندی کنید برای اینکار میتوانید از یک شمع روشن
استفاده کنید.
7-خیلی
سریع تا پارافین کاملا نبسته،با استفاده از چسب برق درو در قوطی را 6-5
دور محکم چسب بپیچید.
از مزایای این قوطی این است که حتی اگر داخل آب بیفتد بر روی آن شناور
میماند و کبریتهای داخل آن از رطوبت مصون می باشند.
توجه:از
این کبریت در مواقع کاملا اضطراری استفاده نمایید و در حالت عادی از
دیگر کبریتهایی که باید حتما به همراه داشته باشید استفاده کنید.
نکته
:ر شرایطی که باد میوزد و کبریت روشن کردن مشکل است میتوان به جای یک
کبریت از چند کبریت استفاده کرد به این ترتیب که کبریتها را طوری
بگیرید که سر کبریت دوم مماس بر انتهای گوگرد کبریت اولی باشد (به شکل
پله) و سپس کبریت بکشید.
قسمت
دوم:«آتش گیر ها»
همانطوری که پیشتر ذکر شد آتش گیر ها موادی هستند که به آسانی آتش می
گیرندو ما برای به وجود آوردن هسته اولیه آتش از آنها استفاده می
کنیم،به عنوان مثال نفت ، الکل، برگ خشک درختان،خارو خاشاک،بته های
کوچک،کاغذ ،پنبه، قرصهای الکل جامد و...از جمله این مواد هستند.
اگر قرار به انتخاب در بین این مواد باشد؛من خودم نفت را به همه اینها
ترجیح میدهم،اگر چه این انتخاب ممکن است غیر حرفه ای بنماید ولی
مزایایی دارد که نمی توان به سادگی از آنها چشم پوشید،از جمله اینکه
میتوان مطمئن بود که هر چوبی را هر قدر که خیس شده باشد (به شرط آرایش
درست چوبها)میتوان روشن کرد،و این نکته در فصلهای خیس سال بسیار حائز
اهمیت است.
از نفت که بگذریم در مورد الکل باید بگویم که شعله آن قوت چندانی ندارد
و در برابر باد نیز شعله آن مقاومت شعله نفت را ندارد،پس اگر قرار به
بردن آتش گیر مایع باشد همان نفت خیلی کاراتر و بهتر است ،البته به
شرطی که خوب آن را بسته بندی کنید به طوری که هیچ نشتی به داخل دیگر
وسایل نداشته باشد.
بعد از آتشگیر های مایع بقیه آنهایی که ذکر شد در یک رده قرار میگیرند
و اولویت خاصی نسبت به هم ندارند.
توجه
:در فصلهای خیس سال حتما آتشگیر به همراه خود داشته باشید،چند برگ
روزنامه یا یک شیشه کوچک نفت یا چندتا قرص الکل جامد میتوانند در این
شرایط خیلی به شما کمک کنند!
طرز
تهیه فتیله پارافینی
برای درست کردن این فتیله احتیاج به نخ قرقره ،پنبه،پارافین
مذاب(میتوانید شمع را بر روی حرارت خیلی ملایم ذوب کنید) و مقداری سیم
نازک آهنی (سیمهایی که در گل سازی مصرف دارند) داریم.
ابتدا یک گلوله نسبتا بزرگ پنبه را بر میداریم و آنرا به شکل یک نوار
10 سانتی در می آوریم قطر این نوار باید به حدی باشد که وقتی آنرا
فشرده می کنیم کمی از یک مداد معمولی ضخیم تر باشد(حدود 7-6
میلیمتر)سپس از سیم یک قطعه به طول 20 سانتیمتر مبریم و آن را در طول
نوار پنبه ای فرو میکنیم به طوری که از طرف مقابل حدود 1 سانتیمتر
بیرون بزند سپس با نخ قرقره به صورت کاملا فشرده دور نوار پنبه ای را
می پیچیم در این هنگام فتیله شما باید به شکل فشفشه در آمده باشد!
سپس فتیله را به مدت 15 دقیقه در پارافین مذاب غوطه ور میکنیم و سپس آن
را در معرض هوای آزاد قرار می دهیم تا پارافین جذب شده به خوبی ببندد.
به این روش 5-4 عدد فتیله درست کنید وبه دور هر کداو ورق نازکی از
کاغذ بپیچید تا به هم نچسبند،و انها را در جایی مصون از رطوبت و گرمای
زیاد قرار دهید.
از سیم آهنی
میتوانید به عنوان دسته استفاده کنید یا اینکه اگر خواستید از فتیله به
عنوان منبع روشنایی استفاده کنید براحتی می توانید آن را در هر شکاف یا
خاکی فرو کنید.
3-سوختها
همانطور که گفته شد سوختها موادی هستند که اشتعال آنها هدف نهایی
پروسه روشن کردن آتش است؛از عمده ترین این مواد می توان به چوب،فضولات
خشک حیوانات،زغال و... اشاره کرد.
لازم به ذکر است که چوب یا زغال هرچه سبکتر باشند تندسوزتر هستند و
البته سریعتر هم آتش می گیرند.چوب درختان سوزنی برگ مثل سرو و کاج به
علت داشتن صمغی که خوب می سوزد،خیلی سریع آتش می گیرند(البته به شرطی
که خشک باشند).
چوبهای تازه درخت به هیچ عنوان سوخت خوبی به شمار نمیایند و هنگام
سوختن دود بسیار غلیظی در هوا منتشر می کنندکه به هیچ وجه مطلوب
نیست،در صورت استفاده از این چوبها باید ابتدا آنها را در اطراف آتش
قرار داد تا خشک شوند و سپس از آنها استفاده نمود.
فضولات
خشک حیوانات نیز سوخت بسیار مطلوبی به شمار می آیند و می توانید از
آنها نیز به عنوان سوخت استفاده نمایید.
نکته
: در فصل زمستان از به همراه داشتن مقداری زغال سبک چوب (زغال لیمو یا
نارنج برای کار ما مطلوب نیستند) هیچگاه ضرر نخواهید کرد،این زغال ها
میتوانند به عنوان هسته اولیه به کار روند و حرارت ناشی از آنها
میتواند چوبهای آبدیده زمستانی را به خوبی خشک کند!
روشهای روشن کردن
آتش
روشهای
زیادی بسته به نوع و اندازه چوبهای موجودبرای آتش روشن کردن وجود
دارد،من در اینجا دو روش بسیار ساده و کاربردی را توضیح میدهم:
روش
اول:
اگر در بین چوبهایی که جمع آوری کرده اید کنده(چوب قطور) هم هست از
این روش استفاده کنید:
کنده را بر روی سطح صافی قرار دهید به طوریکه امتداد طول کنده در جهت
وزش باد باشد سپس یک طرف یا دو طرف(بسته به حجم آتش مورد نیاز)طول کنده
را به طور کاملا فشرده از مواد آتش گیر مانند خاروخاشاک و.. پر
کنید.سپس چوبهای نازکتر را به طور اریب به صورتی که با کنده زاویه 90
درجه بسازند را روی کنده بچینید سپس مواد آتش گیر را روشن کنید وقتی
خوب شعله ور شدند مقداری از همان مواد را هم روی چوبها بریزید تا
چوبهای نازکتر خوب مشتعل شوند.این نوع آتش احتیاج زیادی به مراقبت
ندارد فقط هر از چند گاهی به آن چوب اضافه کنید .
روش
دوم:
اگر کنده در اختیار ندارید و چوبها همه نازکند از این روش استفاده
کنید:
چاله کوچکی در زمین درست کنید و آن را به طور فشرده مملو از مواد آتش
گیر کنید سپس چوبها را به صورت شعاعهای دایره ای که مرکز آن وسط چاله
است بچینید به طوری که سرهای آنها بر روی هم قرار گیرد و حالت طبقاتی
پیدا کنند.مواد زیرین را روشن کنید و وقتی خوب مشتعل شدند باز هم از
مواد اتش گیر بر روی چوبها بریزید تا چوبها خوب بگیرند،این آتش احتیاج
به نگه داری دارد و باید با عوض کردن جای چوبها و اضافه کردن چوب از
خاموش شدن آن جلو گیری کنید.
نکات
تکمیلی:
1-برای
جلو گیری از هدر رفتن حرارت آتش می توانیم با ساختن یک دیواره سنگی یا
چوبی به شکل نیم دایره بر دور آتش حرارت آن را به سمتی که می
خواهیم(جهت مقابل دیواره) رفلکت کنیم.
2-در
فصل زمستان و هنگام برف هیچگاه در زیر درختی که برف بر روی آن نشسته
است آتش روشن نکنید و اگر مجبور به این کار هستید قبل از آن برف درخت
را بتکانید.
3-هیچگاه
مستقیما بر روی برف آتش درست نکنید،برای اینکار قبلا محلی را برای درست
کردن آتش با استفاده از سنگ یا چوب بسازید.
توجه:
نکات بعدی در مورد تعهد ما نسبت به طبیعت و آتشی است که در آن
برافروخته ایم:
4-اگر
در محیطی آتش روشن می کنید که مملو از چوب،خا رو خاشاک و مواد سوختنی
است؛ابتدا مکانی را که میخواهید در آن آتش روشن کنید را به طور کامل از
مواد سوختی پاک کنید و سپس با چیدن سنگ به دور آن یک دیوار کوتاه درست
کنید تا آتش نتواند بر اثر وزش باد گسترش پیدا کند و باعث یک آتش سوزی
نا خواسته شود.
5-جز
در مواقع واقعا اضطراری از شاخه های سبز و تازه درختان به عنوان
سوخت استفاده نکنید.
6-اگر
برای روشن کردن آتش از بته استفاده می کنید؛حتی الامکان آنها را از
ریشه در نیاورید بلکه با استفاده از یک وسیله تیز(کارد،داس...)قسمتی از
آنها را که بیرون از خاک است ببرید.
خیلی
مهم:
7-به
عنوان یک طبیعت دوست متعهد مسئولیت کامل آتشی را که برافروخته اید به
عهده بگیرید و در هنگام ترک محل از خاموش بودن آن اطمینان کامل حاصل
کنید
يك تاجر
آمريكايى نزديك يك روستاى مكزيكى ايستاده بود كه يك قايق كوچك ماهيگيرى
از بغلش رد شد كه توش چند تا ماهى بود!
از
مكزيكى پرسيد: چقدر طول كشيد كه اين چند تارو بگيرى؟
مكزيكى:
مدت خيلى كمى !
آمريكايى: پس چرا بيشتر صبر نكردى تا بيشتر ماهى گيرت بياد؟
مكزيكى:
چون همين تعداد هم براى سير كردن خانوادهام كافيه !
آمريكايى: اما بقيه وقتت رو چيكار ميكنى؟
مكزيكى:
تا ديروقت ميخوابم! يك كم ماهيگيرى ميكنم!با بچههام بازى ميكنم! با
زنم خوش ميگذرونم! بعد ميرم تو دهكده میچرخم! با دوستام شروع ميكنيم به
گيتار زدن و خوشگذرونى! خلاصه مشغولم با اين نوع زندگى !
آمريكايى: من توي هاروارد درس خوندم و ميتونم كمكت كنم! تو بايد بيشتر
ماهيگيرى بكنى! اونوقت ميتونى با پولش يك قايق بزرگتر بخرى! و با درآمد
اون چند تا قايق ديگه هم بعدا اضافه ميكنى! اونوقت يك عالمه قايق براى
ماهيگيرى دارى !
مكزيكى:
خب! بعدش چى؟
آمريكايى: بجاى اينكه ماهىهارو به واسطه بفروشى اونارو مستقيما به
مشتریها ميدى و براى خودت كار و بار درست ميكنى... بعدش كارخونه راه
ميندازى و به توليداتش نظارت ميكنى... اين دهكده كوچيك رو هم ترك ميكنى
و ميرى مكزيكو سيتى! بعدش لوس آنجلس! و از اونجا هم نيويورك... اونجاس
كه دست به كارهاى مهمتر هم ميزنى ...
مكزيكى:
اما آقا! اينكار چقدر طول ميكشه؟
آمريكايى: پانزده تا بيست سال !
مكزيكى:
اما بعدش چى آقا؟
آمريكايى: بهترين قسمت همينه! موقع مناسب كه گير اومد، ميرى و سهام
شركتت رو به قيمت خيلى بالا ميفروشى! اينكار ميليونها دلار برات عايدى
داره !
مكزيكى:
ميليونها دلار؟؟؟ خب بعدش چى؟
آمريكايى: اونوقت بازنشسته ميشى! ميرى به يك دهكده ساحلى كوچيك! جايى
كه ميتونى تا ديروقت بخوابى! يك كم ماهيگيرى كنى! با بچه هات بازى كنى
!
با
زنت خوش باشى! برى دهكده و تا ديروقت با دوستات گیتار
بزنى و خوش بگذرونى!!!
فرستنده:مهرداد
گنج خانلو
پسر
کوچکی وارد داروخانه شد ، کارتن جوش شیرین را به سمت تلفن هل داد . بر
روی کارتن رفت تا دستش به دکمه های تلفن برسد و شروع کرد به گرفتن
شماره ای هفت رقمی .
مسئول
دارو خانه متوجه پسر بود و به مکالماتش گوش داد . پسرک پرسید ، خانم ،
می توانم خواهش کنم کوتاه کردن چمن ها را به من بسپارید؟ زن پاسخ داد ،
کسی هست که این کار را برایم انجام می دهد .
پسرک
گفت: خانم ، من این کار را نصف قیمتی که او می گیرد انجام خواهم داد .
زن در جوابش گفت که از کار این فرد کاملا راضی است .
پسرک
بیشتر اصرار کرد و پیشنهاد داد ، خانم ، من پیاده رو و جدول جلوی خانه
را هم برایتان جارو می کنم ، در این صورت شما در یکشنبه زیباترین چمن
را در کل شهر خواهید داشت . مجددا زن پاسخش منفی بود .
پسرک در
حالی که لبخندی بر لب داشت ، گوشی را گذاشت . مسئول داروخانه که به
صحبت های او گوش داده بود به سمتش رفت و گفت: پسر ... از رفتارت خوشم
میاد؛ به خاطر اینکه روحیه خاص و خوبی داری دوست دارم کاری بهت بدم
پسر
جوان جواب داد ، نه ممنون ، من فقط داشتم عملکردم رو می سنجیدم ، من
همون کسی هستم که برای این خانوم کار می کنه
فرستنده:مهرداد گنج خانلو
مطلبي
كه مي خوانيد برگرفته از كتاب "
كوهنوردي;
توان افزاي روان و اندام انسان و فوائد بهداشتي آن
" نوشته ء دكنر " نظام الدين مرتضي " است .
تاثييرات
كوه در زندگي انسان ها
كوهها
مخازن گرانبهايي از معادن گوناگون هستند كه براي پيشرفت صنعت اهميت
زيادي دارند . كوهها برف و يخ را براي زندگي بخشيدن به جلگه هاي اطراف
شان تل انبار مي كنند تا رودخانه ها و چشمه سارهاي حيات بخش به وجود
آيند.
توليد
بادها و جريان هاي هوا در كوهها در تصويه هواي شهر ها تاثير دارند .
كوه
سنگر دفاعي مطمئني است . از گذشته تا به حال مانعي جدي در مقابل حملهء
اقوام وحشي و دولت هاي متجاوز بوده است .
قلعه
بابك خرم بر فراز كوه بلندي در آذربايجان كه سال ها در مقابل لشكر
خلفاي عباسي دژ و پناهگاه جنگي بوده است نمونه اي از خاصيت
بلاگراداني كوه است . در جنگ ايران و عراق هم كوه سهند آذربايجان در
جلوگيري از اصابت موشك به شهر تبريز بي تاثير نبوده است .
كوهها
از اختلاف دماي روز و شب مي كاهند . بدين سبب روزهاي داغ و شب هاي سرد
كوير ها و صحراها در دامنه كوهها مشاهده نمي شود .
در
گرمترين سرزمين هاي مناطق حاره ، هندوستان ، كنيا، كلمبيا و عربستان
كوه ها آب و هواي لطيف و مطبوع براي زندگي انسان ها فراهم كرده و تل
هاي برف و يخچالهاي طبيعي را براي منابع آب به وجود آورده است . بدين
ترتيب كوه ها تاثيرات عرض جغرافيايي و تقسيم زمين به مناطق حاره ،
معتدل و منجمد را از بين برده اند .
ارمغان
كوه به پزشكي و كمك به درمان بيماران
گل ها
، بوته ها ، و ريشه هاي نباتاتي كه در دامنه كوه ها مي رويند براي تهيه
بسياري از داروها به كار مي روند . حتي لابراتوار هاي داروسازي بزرگي
در كوه هاي آلپ سوئيس ، فرانسه و آلمان داير گرديده است .
چشمه
هاي آب معدني در برخي كوه ها كه با حرارت مركزي كوه گرم مي شوند
پناهگاه شادي آفرين و تسكين آوري براي مبتلايان به امراض عصبي و
رماتيسمي و دردهاي استخوان و مفاصل و عضلات به وجود آورده است .
هواي
صاف و پر طراوت و محيط دلگشاي كوه انسان را از سر در گريبان بردن و به
افكار پيچيده پرداختن باز مي دارد . با ايجاد وسائل نقل و انتقالل
آسان مانند تله كابين گروه هاي مختلف مردم از پير و جوان و كودك ، فقير
و غني به ارتفاعات كشيده شده و امكان تفريح و سرگرمي آنها ميسر مي شود
.
كوهنوردي
و فوائد و نتايج سالم ساز آن
هنگام
كوهنوردي عضلات و مفصل هاي پا ، ساق ، ران ، كمر ، پشت ، شكم ، سينه ،
دست و بازو ها در موقع صعود صخره ها و حتي مغز انسان در انتخاب جاي
پا و راه هاي پر پيچ و خم صخره ها و شكاف ها در فعاليت دائم هستند .
در كوه
ورزش براي ورزش است . به خاطر فوائد جسماني و رواني آن است . كوه جاي
تفاخر جويي نيست . براي كسي دست نمي زنند و معمولا رقابت و ممسابقه اي
در كار نيست .
كوهنورد در انتخاب راه و روش خود آزاد تر است . اختيار كوهنورد و ريتم
و آهنگ حركت در بالا رفتن و پايين آمدن در دست خود اوست . مي تواند تند
برود يا آهسته . از شيب تند برود يا ملايم . هدف 1000 متري انتخاب كند
يا 2 تا 4 هزار متري.
ورزش
كوهنوردي در زير زمين هاي مرطوب يا در سالن هاي سرپوشيده محصور نيست.
در فضاي باز و دل گشا انجام مي شود. صداي پرندگان زيبا ، نسيم صبحگاهي
، اشعه جانبخش آفتاب ، افق هاي باز و چشم اندازهاي با شكوه كوهستان
باعث طراوت و شادابي بيشتر كوهنورد مي شود .
كوه
جاي آزادي است. مي توان تنها صعود كرد يا همراه دوستان خوش مشرب و خوش
صحبت حركت كرد.
در اين
ورزش از كودك 6 ساله تا پير مرد 90 ساله مي توانند از مزايا و فوائد
كوه استفاده كنند. براي سالمندان ، كوهنوردي موقعي مناسب و لذت بخش
خواهد شد كه سرعت قدم ها به اختيار خود آنها باشد و از هيجانات، عجله و
عكس العمل هاي تند و شديد اجتناب نمايند.
اگرچه
براي سالمندان 60 تا 70 ساله كه از دوران جواني بدون وقفه و به طور
متناوب كوهنوردي را ادامه داده باشند، از نظر فيزيولوژي شرايط جلگه و
كوه تقريبا فرقي نمي كند .
در
شرايط معمولي سالمندان مي توانند در راه هاي هموار كوه به طور آهسته و
آرام به شرط اينكه شمارش نبض انها از 100 تا 110 تجاوز نكند و نفس آنها
به شمارش نيافتد هر مسافتي را كه مايل باشند طي كنند و در مواقع خستگي
پس از ده دقيقه استراحت دوباره به راه خود ادامه دهند.
كوه
عرصهء مناسبي در مبارزه با تنبلي و كم تحركي است . كوهنوردي افراد را
از كز كردن در اتاق هاي در بسته و غوطه ور شدن در افكار پريشان و يا
پرداختن به سرگرمي هاي زيان آور باز مي دارد . در سن هاي بالا كوهنوردي
وسيله اي براي رهايي از بيماري هاي ناشي از مواد زائد متابوليسم است .
كوهنوردي به سبب مصرف زياد كالري ( بين 700 تا 900 كالري در ساعت )
مواد زائد متابوليسم را كه در خون شناور مي باشند . ( قند ، كلسترول ،
مشتقات پروتئين ، اسيد اوريك ) مي سوزاند و شخص را از ابتلا به بيماري
هاي ناشي از اين مواد زائد متابوليسم دور نگه مي دارد .
مبتلايان به مرض قند مي توانند هفته اي 2 بار هر بار 2 تا 5/2 ساعت از
كوه بالا و پائين رفته قند زائد شناور در خون را با فعاليت هاي بدني
بسوزانند تا وابستگي آنها به داروهاي كمكي و رژيم هاي فشرده كمتر شود .
بيماران مبتلا به عوارض اسيد اوريك ( نقرس، درد مفاصل و عضلات ) مي
توانند با همين مقدار حركت در كوه ، از رسوب كريستال هاي اوريك در مفصل
ها و رباط ها (تاندون ها ) جلوگيري كنند تا از درد و اضطراب هاي عارض ،
خود را دور نگه دارند .
بيماران مبتلا به عوارض كلسترول و چربي خون مي توانند هفته اي 2 بار به
مدت 2 تا 5/2 ساعت حركت در كوه كلسترول و چربي زائد خون خود را سوزانده
از عوارض خطرناك آنها ( آرتريو اسكلروز، فشار خون ، آتروم ) خود را
محفوظ نگه دارند و احتمال سكته هاي قلبي و مغزي را كاهش دهند.
كوهنوردي در هر ساعت ( 70 تا 80 گرم ) چربي زائد بدن را سوزانده و از
بين مي برد . مبتلايان چاقي مي توانند با گردش هاي منظم در كوهستان از
عوارض نامطلوبي مثل فشار خون، تنگي نفس ، آرتروز ، واريس ، يبوست و
مشكلات قلبي و عروقي رهايي پيدا كنند.
ضربان
قلب در حال كوهنوردي از 72 به 120 تا 14 افزايش مي يابد و شمارش تنفس
از 16 به 34 بار در دقيقه مي رسد. پمپاژ قوي قلب مجراي رگ ها را شسته
مخاط آنها را نرم تر و تميز تر نگه مي دارد . از رسوب مواد زائد و
تشكيل تصلب شرائين جلوگيري مي نمايد .
كوهنوردي فشار هاي زندگي ، استرس ، غم و تشويش هاي جانكاه زندگي را
كاهش مي دهد .
بنيه
و اخلاق كوهنورد
در يك
ساعت پياده روي در زمين مسطح 6000 مرتبه پاها بالا مي رود و پائين مي
آيد ، در حال كوهنوردي دست كم 4 هزار مرتبه در ساعت در هر قدمي پاي
انسان حجم و هيكل سنگين را يك پلهء 20 تا 40 سانتيمتري بر خلاف جاذبه
زمين به سطح بالا تر مي كشد . و تمام عضلات پا ، ران ، كمر ، پشت ، شكم
و سينه در اين حركت ها به شدت منقبض و منبسط مي گردد. اين باعث مي شود
عضلات ورزيده تر شود و بنيه كوهنورد را قوي تر و استوار تر مي نمايد .
تماشاي
گلها و سبزه ها ، مناظر فرح انگيز ، وزش نسيم و زيبايي هاي طبيعت روح
كوهنورد را ظريف و با احساس بار مي آورد .
كوه در
تقويت اراده و نيروي اقدام و عمل بسيار موثر است . با هر صعود به او
ثابت مي شود كه مي تواند به هر مشكلي فائق آيد . روبرو شدن با حوادث و
پيشامدهاي گوناگون او را كار آزموده تر و مقاوم تر مي كند . اين فضيلت
اراده موجب
مي شود
در حل مشكلات زندگي و انجام كارهاي بزرگ، بي پروا و اقدام گر شود.
دسته
پنجه نرم كردن با صخره ها و تغيرات جوي: سرما ، گرما ، باد و باران ،
برف و كولاك او را پخته و مقاوم و پر طاقت مي كند .
كوهنوردان معمولا خوش اخلاق و شاد و خندان مي شوند . كدورت ، رخوت و
سستي از روح و جسم شان زائل مي شود. در معاشرت با خودي و بيگانه ،
خوشرو و خوش برخورد مي شوند.
در
كوهستان رتبه و مقام و منصب معني و مفهومي ندارد. خرد و كلان همه دور
يك سفره مي نشينند . با هم مي خورند. گل ميگويند و گل مي شنوند. اين
برادري و برابري قرنها هدف و آرزوي اصلاح طلبان جوامع بشري و شعار نهضت
هاي اجتماعي بوده است كه در محيط پاك و بي الايش كوهها خود به خود به
طور طبيعي اتفاق مي افتد .
تاريخ
كوهنوردی
تاريخ
كوهنوردي با عمر بشر همراه بوده است. در ايران و ممالك شرقي از قرنها
پيش دير و خانقاه درويشان در ارتفاعات كوهستانها مشهور بوده است . در
دنياي غرب نيز دير ها و صومعه ها (Monastery
,Couveny)
در نقاط صعب العبور كوهستانها داير بوده است .
در
گذشته دنبال كردن شكار هاي كوهي ، فرار از دست مهاجمين و تعقيب فراريان
، قصد دفاع يا حمله به دشمنان پاي انسان ها را به كوه بيشتر باز كرده
است .
يونانيان قديم فراز كوهستان هاي بلند را عرش و پايگاه خدايان حساب مي
كردند، به عقيدهء آنها زئوس
(Zeus)
خداي هوا ، باد و باران در بالاي كوه اولمپ
(
Olympe)
تغييرات جوي را زير نظر داشت .
پيغمبران اديان توحيدي نيز كه از بلند نظران و فرزانگان قوم خود بودند
. كوه را محل هبوط وحي شناخته بودند.
اسكندر
كبير توانست قلعه مستحكم اوكسيارت
(
Oxyarte)
حكمران مطلق بلندي هاي فلات پامير را توسط داوطلبان كوهنورد از جان
گذشته تسخير كند.
هانيبال
(
Hannibal )
فرمانده شجاع و با عزم و تدبير كارتاژ چون مي دانست از طريق دريا قادر
به شكست روميان نمي باشد . براي ضربه زدن به ارتش مقتدر روم ، راه
كوههاي آلپ را در پيش گرفت ، در سال 218 قبل از ميلاد با 35000 سرباز
پياده و 6000 سوار و چند راس فيل با تركاندن صخره ها و هموار كردن مسير
و غلبه بر مشكلات ديگر از طريق اسپانيا به بلندي هاي آلپ صعود كرده و
در ناحيه تراسين
(
Trasienne)
ايتاليا بر قشون روميها فرود آمد و آنها را شكست داد.
در سال
764 هجري پس از آنكه جهانگير خان پسر تيمور لنگ در جنگ بوير احمدي ها
در جنوب فارس كشته شد ، امير تيمور براي انتقام گرفتن و تنبيه آنها
لشكر كشيد. ولي به سبب ارتفاع زياد سنگرهاي آنها ، در كوههاي جنوب فارس
غلبه بر آنها امكان پذير نبود . امير تيمور كه فرمانده كار آزموده و با
تدبيري بود ، براي آماده كردن سربازان خود به جنگ در ارتفاعات ، مدت 2
ماه محل غذاي سربازان را در بالاي كوه بلندي قرار داد. سربازان مجبور
بودند براي صرف ناهار و شام دو بار در روز از كوه بالا رفته خود را به
غذا برسانند. به اين ترتيب سيستم عضلات و دستگاههاي تنفس و قلب و
تركيبات خون آنها با هواي كوهستان عادت كرد . سربازان در روز حمله پس
از صعود به ارتفاعات مانند سربازان تازه نفس به جنگ پرداختند و تيمور
توانست با اين تدبير زيركانه به آساني به بوير احمدي ها پيروز شود .
كوهنوردي علاوه بر هدفهاي ذكر شده جنبه هاي علمي- جغرافيايي مهمي نيز
دارد. مطالعات طبقات پائين اتمسفر و هواشناسي همچنين بررسي هاي ژئولوژي
، هيدرولوژي ، سدسازي و رصد و مطالعات نجومي پاي دانشمندان و محققين را
به كوهستان ها كشانده است . در تاريخ 1511 ميلادي لئوناردو داوينچي
(
Leonard de Vinci)
نقاش
و دانشمند مشهور ايتاليايي مطالعات هواشناسي ِ
(
Meteolaie)
را در
كوههاي آلپ دائر كرد.
امروز
بيش از 25 ميليون نفر از مردم كره زمين در ارتفاعات بيش از 4000 متري
در مناطق تبت، هيماليا ، كوههاي آند در آمريكاي جنوبي و مناطق كوهستاني
ديگر زندگي مي كنند .
زندگي
ميليون ها انسان در ارتفاع بيش از 4000 متري و همچنين مقاومت و توانايي
شرپا ها
(
Sherpas)
در
هيماليا و آندن ها
(
Andins)
ساكنان جبال آد كه همراهي و راهنمايي قافله هاي كوهنوردي را به عهده
دارند. همچنين باربران محلي كه 40 تا 60 كيلومتر بار را تا ارتفاع 5000
تا 6000 متر و بالاتر به آساني حمل مي كنند ، توانايي و قابليت انطباق
انسانها را با قله ها و بلنديهاي مختلف سطح زمين به اثبات رسانيده است
.
يا كسب
جسارت از زندگي شرپا ها و آندن ها علاقه مندان به ورزش كوهنوردي در
اواخر قرن 19 كه جنبش و نهضت بزرگ ورزش در رشته هاي مختلف تربيت بدني
به عمل آمد فتح بلند ترين قله ها ، صخره هاي صعب العبور و مشكل را جزء
برنامه هاي افتخار آميز خود قرار دادند . تا سال 1914 تمام قله هاي آلپ
، آند ، قفقاز و هيماليا تا ارتفاع 6000 تا 7000 متر فتح گرديد. تا
سال 1920 قافله هاي انگليسي ، فرانسوي ، آلماني ، ژاپني و آمريكايي به
14 قله بالاتر از 8000 متر هيماليا صعود كردند . در سال 1953 قله ء
اورست با ارتفاع 8848 متر توسط اكيپ بريتانيك به سر پرستي " سر ادموند
هيلاري "
( Sir
Edmund Hillary)
فتح
گرديد .
ولي
قدرت اراده آدميزاد و قابليت انطباق شگفت انگيز بدن انسان با شرايط جوي
را صعود دو نفر آلماني به قله اورست در سال 1978 نشان داد. دو نفر
آلماني به نام هاي پيتر هابلر
(
Peter Habeler )
و
راينولد مسمر
(
Rainhold Mesmer )
توانستند با صعود چند مرحله اي و استراحت چند روزه در فواصل معين در
ارتفاعات كوه بدون كمك اكسيژن قله ء اورست را با استفاده از متد
انطباق بدن با شرايط جوي و آب و هوايي
(
Acclimatization )
فتح
نمايند.
فرستنده:سعید
قرائتی
معرفی کتاب
"روزشمار تاريخ کوهنوردی و غارنوردی ايران"
در فصل اول
این
کتاب، به
کوهنوردی شخصيتهای اسطورهای ايران اشاره شده است. فصل دوم گزارشی است
از کوهنوردی
از ابتدا تا تاريخ نخستين صعود مستند ايرانيان، به قلهی دماوند در سال
1236
خورشيدی، در فصلهای بعدی نيز، به ترتيب رويدادهای کوهنوردی و غارنوردی
از تاريخ
1236
خورشيدی تا 1380 ذکر ميگردد. در پايان کتاب، مختصری دربارهی غارنوردی
و
غارشناسی ايران آمده است. هم چنين فهرست منابع و فهرست اسامی،
شخصيتها، قهرمانان،
مربيان و کوهنوردان درج شده است.
...
این کتاب نوشته محمد داودی فر می باشد که توسط انتشارات
سبزان به چاپ رسیده است .
فرستنده:سعید
قرائتی
درون کوه پیمایی
آیا تا به حال از خود
پرسیده اید چگونه است که پیامبران بزرگی همانند محمد، نوح، ابراهیم،
موسی و عیسی(علیهماالسلام)کوه را محل خلوت و عبادت خود قرار داده اند؟
در کوه برانگیخته شدند و به اشراق رسیدند؟ پیامبر ما در کوه نور مبعوث
شد. حضرت موسی ده فرمان مکتوب الهی را در کوه طور دریافت کرد. حضرت
ابراهیم در کوه مریه فرزندش اسماعیل رابه قربانی برد. حضرت عيسي نيز در
كوه ساعيرمبعوث شدند. در کوه چه رازی نهفته بود که آن ها رنج مسافت
طولانی را بر خود هموار می داشتند. از محل سكنا ي حضرت ابراهیم تا کوه
مریه با چارپا سه روز راه بود. از خانه پیامبر در مکه تا غارحرا مسافت
طولانی بود که حتی خدیجه هم مجبور بود خوراک پیامبر را به بالای کوه
ببرد. اگر پیامبران می خواستند جایی را برای خلوت و عبادت به دور از
مردم باشند می توانستند مکان نزدیک تر و سهل الوصول تری را انتخاب
کنند. اما گزینه ی همه آنها کوه بود. آیا واقعاً کوه مکان مقدسی است؟
شاید اینطور باشد. چرا که حضرت موسی (ع) به هنگام ورود به وادی طوی
نعلین را به فرمان الهی از پای در آورد. با این وجود در نزد مؤمنان
کلیسا یا مسجد از کوه نور و طور و غار حرا مقدس تر است. آداب ویژه این
مکان ها مؤید این نکته است. در متن دینی اسلام یعنی قرآن، کوه نماد
عظمت آفرینش، تکیه گاه زمین یاد شده است. به علاوه خداوند به زنبور عسل
هم وحی کرده است. به مادر موسی نیز وحی کرد، بدون اینکه مکان وحی طرح
شده باشد.علاوه بر این خداوند نمی تواند در جایی بیشتر از جایی دیگر
حضور داشته باشد. پس مکان ممکن است، علت تامه تقدس نباشد. با همه این
تفسیرها و نقدها شاید نتوان جواب کاملاً صحیح، دقیق و قاطعی ارائه کرد.
به این علت که ما تجربه ی وحیانی و معرفت پیامبرگونه نداریم. اما می
توانیم الهام را تجربه کنیم که مختص پیامبران هم نیست. شاید بتوان گفت
که کوه ویژگی الهام بخشی و بصیرت دهی ویژه ای دارد.برای رهیافتی مستند
و دردسترس به سؤال بالا می توان به سراغ کوه پیمایان رفت. ادموند
هیلاری، کوه نورد معروف و بزرگ جمله ای ارزشمند دارد که به حل مسئله
کمک زیادی می کند. وی می گوید:"ما قله ها را فتح نمی کنیم،بلکه در
حقیقت ما خودمان را کشف می کنیم." سخن او حاصل بینشی است که وی در کوه
ها به دست آورده است. نکته قابل توجه در گفته وی خودیابی یا کشف خود
است که در کوه روی میدهد. به عبارت دیگر یک نوع معرفت نفس. و چه چیز
بهتر از شناخت درست از خود که زمینه شناخت خدا نیزمی شود. باز این
سؤال دوباره مطرح می شود که چگونه آدمی در کوه به خودیابی و فتح خود
دست مییابد؟جهت نزدیکشدن به جواب از یک شعر انگیسی مدد می گیریم.
The higher you climb
The wider you see
The
wider you see
The higher you dream
ترجمه شعر این است
که: هر چه شما بالاتر بروید، وسیعتر می بینید؛ و هر چه وسیعتر ببینید،
به آرمانهای والاتری دست می یابید. اصولاً نگاه از افق بالاتر حس
متفاوتی دارد. این حس متفاوت می تواند به نگاه ونگرش متفاوت تبدیل شود.
عموماً مسافران هواپیما هنگامی که از پنجره به پایین نگاه می کننداین
حس متفاوت را تجربه می کنند بزرگی های روی زمین از این منظر بسیار
کوچکند. ذهن ما متوجه دگرگونی معیاراندازه ها برحسب زاویه و بلندی دید
می شود. اما معمولاً پس از مکثی کوتاه، نگاه ها غالباً به درون هواپیما
بدون تاًمل برمی گردد. اما در کوه مدت زمان بیشتر و شرایط ایده آلی
برای تاًمل فراهم می شود. سکوت معنادار، آرامش محیط،عظمت و هیبت کوه،
زاویه دید و بسیاری چیزهای دیگر، ذهن را درگیر می سازد. چالشی طولانی
ومتنوع،آرمانها ورؤیاهای آدمی را دستخوش تغییراتی بنیادی می کند.
بگذارید بجای بحث های نظری، تجربه های ملموس خود را مرور کنیم و به
تصویر بکشیم.
تصویر یکم:
در صبحگاهی با
همنوردان سفری را شروع می کنی. جدا شدن از روزمرگی و خواب آلودگی زندگی
شهری، با نزدیک شدن به دامنه کوه و خنکی هوای اول صبح، رخوتی مطبوع
را به بدن منتقل می کند. رخوتی که تمایل به ماندن را می دهد.اما اندکی
بعد به خاطر سبکی هوا، بوی سبزه ها و درختان دره و صدای ملایم جوی،
نشاط و طراوتی وجود تو را در برمی گیرد. این نشاط به واسطه یون های
مثبت اکسیژن است که در فضا به وفور وجود دارد. یون ها وارد ریه می شوند
و پس از ترکیب باخون و ورود به مغز منجر به آزاد شدن هورمون آندورفین
می شوند. این هورمون عامل ایجاد حس نشاط و سرزندگی می شود.آرام و در
سکوت در امتداد جمع بالا می روی. در میان جمع اما درون خود. حرکت آغاز
شده است. سکوت ابتدای فکر وتفکر ابتدای حرکت. از روی یال نگاهی به شهر
می اندازی. انگار خود را در میان آنان می بینی که مشغول هستی. درحرکتی
انفسی به نقد و بازبینی خود می پردازی. مرور کردار و گفتار خود و تعامل
با دیگران. تو در آن زندگی پایین به چه چیز مشغولی؟ به کجا می روی؟ به
دنبال چه هستی؟ چه جمع کرده ای؟ از این بالا بهتر می توانی آلودگی ها
را ببینی. گویی تومسافری هستی که در جاده زندگی به جای حرکت به جلو، در
میان جاده اطراق کرده ای و در پی تملک زمین های اطراف، گسترش دارایی و
نسل و موقعیت خود هستی. در بازنگری و دیگرنگری خود از این بالا، خود را
دچاردلمشغولی ها، دلبستگی ها و تکاثرهای زمینی می بینی. سر را به زیر
می اندازی و به بالا رفتن ادامه می دهی. غمی وجودت را فرا می گیرد.
اثری از آندورفین برجای نمی ماند. این غم شیرین غیر زمینی تو را رها
نمی کند و بغضی گلویت را می فشارد، بغض خسران زمان.
تصویر
دوم:
میان روز است.
استراحتی در بین مسیر. سنگ کوچک شیارداری توجه تورا به خود جلب می
کند.اثر پوسته بیرونی نرم تن دریایی است که این سنگ به خود گرفته است.
حیرت انگیز است. در این بلندی که نشسته ای روزگاری ساحل یاکف دریا بوده
است. نشانه ای که قدمت حیات و گذشت نسل های متعدد را در طول هزاران سال
در جایی که الآن نشسته ای به تو یادآور می شود. وقتی به حافظه ات
رجوع می کنی به یاد می آوری که تپه های سیلک در کنار شهر تمدن پنج یا
هفت هزار ساله دارد. در چند کیلومتری آنسوی شهر سالهاست که نمک های
برجامانده دریا را از کویر استخراج می کنند.جریان حیات را می بینی که
میلیون ها سال قبل از تو شروع شده و بعد از تو هم ادامه خواهد داشت.
این سنگ کوچک در آن بلندی، کوتاهی عمرت را یادآوری می کند و به تو نشان
می دهد که حرص تو در انباشتن و مالک شدن ودلبستگی های زمینی چقدر حقیر
است. چرا که به عینه می بینی که مدت زمان زندگی تو بخش ناچیزی از
امتداد حیات است. کمی بعد، سؤالی بنیادی به ذهنت تلنگر می زند که:
زندگی برای چیست؟ و من برای چه خلق شده ام؟ آموخته های خود را مرور می
کنی و دریافت های جدیدی را کسب می کنی.
تصویر
سوم:
شب مانی است. در کنار
آتش نشسته ای. به آن خیره می شوی. رنگ ها و حرکت زبانه های آتش اغوا
کننده است. انگار لایه های ساکن و مبهم ذهن را به جنبش درمی آورد. کمی
دورتر صدای ملایم و پیوسته جوی آب در گوش نجوای شبانه می کند. با آن آب
وضو می سازی. نماز در فضای طبیعت حظ وافر و متفاوتی می دهد. ساعاتی
بعد در پناه تلاقی دو یال کوه دستها زیر سردراز کشیده ای. پهنای آسمان
را نظاره می کنی. ستاره هایی که زینت تاریکی شده اند. در آفاق سیر می
کنی. سعی می کنی عمق افلاک را تصور کنی. فاصله ها را مرور می کنی.
منظومه شمسی، زمینی که یک پانصدم حجم خورشید است. از اینجا تا به
خورشیدیکصد و پنجاه میلیون سال نوری. یعنی چقدر راه؟ یعنی چند صد سال
راه با سریعترین فضاپیما.خورشید بعلاوه هشت سیاره منظومه شمسی در گوشه
کهکشان راه شیری قرار گرفته اند.یک کهکشان با صد میلیارد ستارۀ در
درونش،راه شيري خود یکی از صدها میلیون کهکشان شناخته شده دیگر است.
ذهن عاجز از درک مقادیر بزرگ می شود. این همه عظمت، هوش را می رباید و
انسان به حیرت می افتد. تو ذره ای بسیار کوچک هستی. و شگفت انگیزتر
اینکه اینهمه برای تو آفریده شده است!... و باز از خود می پرسی که تو
برای چه آفریده شده ای؟...
نگاه از آسمان برمی
گیری، به پهلو می شوی. روی روشنایی های شهر و روستاهای دوردست مکث می
کنی. آدم ها در خانه های خود چگونه وقت می گذرانند؟ از چه نگهداری می
کنند؟ با چه چیز هایی آرامش می گیرند؟ چه دل نگرانی هایی دارند؟.....
تصویر
چهارم:
نزدیک صبح است و فضا
پر از انرژی، روی به سوی وجهی می کنی که آسمان ها و زمین را ایجاد کرده
است. روح تو درجاری وقت با تسبیح و غفران و سجده پالایش می شود. روح
زمان و مکان، پیام هستی را به جانت می دمد. در خلوت حرای دل ارتفاع می
گیری. خود را در مجموعه ای منسجم و با حکمت می بینی. همانند جورچینی
(puzzle)
که قطعات آن در کنار هم مفهوم
می یابند و تصویری تمام را می سازند. و تو قطعه ای در این جورچین هستی
که نقشی معیّن دارد.باید که نقش خود را بیابی و هنرمندانه اجرا کنی و
قابلیت های خود را کشف کنی. آسمان به تدریج روشن می شود. تکه های ابر
در افق رنگ می گیرند. خورشید سر می زند. و تو با رسالت بر می گردی.
جاری و پاک مثل چشمه، بانشاط و سرزنده مثل سبزه،
با اراده مثل کوه و راهنمای مسافران مثل ستارها.
فرستنده:سید مهدی ماجدی
شادترين مردم جهان در كدام كشورها زندگي ميكنند؟
1- كشور پادشاهي دانمارك
كشور پادشاهي دانمارك در صدر اين گزارش قرار دارد و بر
اساس پژوهش هاي انجام شده ,شادترين مردم دنيا در دانمارك زندگي ميكنند.
دانمارك در حدود 5.5 ميليون نفر جمعيت دارد و درصد فقر در اين كشور
بسيار ناچيز است. براحتي ميتوان فهميد كه چرا دانمارك شادترين مردم
جهان را دارد چرا كه سطح آموزش و پرورش در اين كشور بسيار بالاست.
مدارس از كيفيت بالاي آموزشي برخوردارند و ميزان شهريه مدارس خصوصي با
توان مالي مردم سازگار است.و مردم اين كشور هم از درآمد خوبي برخودار
هستند. دانمارك با كشورهاي آلمان,سوئد و نروژ هم مرز است.متوسط عمر
افراد در حدود 78 سال ميباشد.در آمد سرانه مردم دانمارك 34.600 دلار
در سال است
2- سوئيس
كشور آرام و زيباي سوئيس در رده دوم جدول شادترين مردم
جهان قزار دارد. داراي 7.5 ميليون جمعيت است و متوسط طول عمر در اين
كشور در حدود 81 سال ميباشد. نرخ جرائم در سوئيس بسيار پائين است و
كشور از زير بناي محكم اقتصادي برخوردار است. در آمد سرانه مردم اين
كشور 32..300 دلار است. مركز صليب سرخ جهاني در اين كشور قرار گرفته
است. فعاليت هاي ورزشي از جمله اسكي و قايقراني نقش بسزايي در زندگي
روزمره مردم اين كشور دارد. معدل بودجه سلامتي براي هر نفر در اين كشور
در سال 3.445 دلار است.داراي مرز مشترك با آلمان ,فرانسه,ايتاليا و
اتريش ميباشد.
3-اتريش
سومين مردم شاد در جهان اتريشي ها هستند. در اين
كشور 8.200.000نفر جمعيت داردو درآمد سرانه افراد اين كشور 32.700 دلار
ميباشد.داراي سيستم بهداشتي و پزشكي بسيار قوي است و در صد فقر در اين
كشور 6% اعلام شده است.اتريش با كشورهاي سوئيس ,
ايتاليا,چك,مجارستان,اسلواكر,اسلواني وآلمان هم مرز است. ومتوسط
طول عمر در اين كشور 79 سال ميباشد.
4-ايسلند
ايسلندي ها چهارمين كشور شاد جهان هستند. در اين كشور
كوچك كه فقط 103 هزار كيلومتر مربع مساحت دارد و جمعيتي بالغ بر320.000
نفر در آن زندگي ميكنند مشكل مسكن وجود ندارد و درجه فقر و بيكاري
بسيار پائين است. متوسط طول عمر افراد 80 سال و در آمد سرانه مردم اين
كشور 35..700 دلار ميباشد.
5-باهاماس
رده پنجم شادترين مردم جهان به ساكنان باهاماس تعلق
گرفته است.جمعيت اين كشور 304.000 نفر و متوسط عمر افراد 66 سال و
درآمد سرانه مردم اين كسور 20.200 دلار است.در صد فقر به نسبت كمي
بالاست كه در حدود 9.3% اعلام شده است اما در مجموع يكي از شاخصه هاي
مردم اين جزاير زندگي شاد آنهاست داراي فرهنگ آفريقايي اروپايي ميباشد
و خانواده ارزش فراواني در زندگي مردم دارد .
6-فنلاند
از نظر روحيه شاد وسطح زندگي مردم فنلاند در رده ششم
جهان قرار دارند. داراي 5.200.000نفر جمعيت است و متوسط طول عمرافراد
79 سال و درآمد سرانه مردم اين كشور 30.900 دلار است.داراي مرز مشترك
با سوئد,روسيه,استونياونروژ ميباشد. اين كشور از نظر استاندارد هاي
بهداشت و پزشكي و آسايش مردم در سطح بسيار بالايي قرار دارد و فقر در
اين كشور تقريبار قابل ذكر نيست.
7- سوئد
بعد از فنلانديها, مردم سوئد هفتمين كشور شاد و سرزنده
جهان هستند.داراي 9 ميليون جمعيت و متوسط طول عمر 81 سال و درآمد
سرانه افراد اين كشور 28.900 دلار ميباشد.اين كشور ماليات بسيار بالايي
از شهروندان خود دريافت ميكند اما در عوض يكي از بهترين سيستم هاي
سلامتي و بهداشت در اروپا را داراست. مزاياي دريافتي و كار و شرايط
مناسب آن خنده بر لبان شهروندان سوئدي ميآورد.مردم اين كشور براستي از
آزاديها و حقوق قانوني برخوردارند. مردم عادي اين كشور در صورت تمايل
ميتوانند نامه هاي رسمي نخست وزير را ببينند!.سوئد با كشورهاي
دانمارك,نروژ و فنلاند هم مرز است.
8-بوتان
عجيب ترين قسمت اين رده بندي همين كشور است چرا كه كشور
بوتان با 2.300.000 نفر جمعيت و متوسط عمر 55 سال از درآمد سرانه
پائيني (در حدود 1.400 دلار) برخوردار است. اما بشكرانه داشتن فرهنگ و
سنت هاي شاد آنان را در رده هشتم شادترين هاي جهان قرار داده است.
بعبارت ديگر مردمي هستند با دستي نه چندان پر, اما دلي شاد.كشور كوچك
پادشاهي بوتان در غرب آسيا (ضلع غربي كوههاي هيماليا ) واقع شده است و
از شمال به تبت چين و از جنوب و غرب به هند منتهي ميشود. تنها 47% از
مردم بوتان سواد خواندن و نوشتن دارند!.سيستم اداره اين كشور پادشاهي
است.
9- كشور سلطان نشين بروني
دولت اين كشور كوچك نقش بسزايي در شادي و دل آسودگي
مردم بروني دارد. بهداشت, تحصيلات تا مرحله پاياني دانشگاه براي همه
مجاني است و هزينه هاي آن توسط دولت پرداخت ميشود.. مردم از كمكهاي
مختلف دولتي بهره مند هستند. خانواده سلطان بروني بدون هيچ مشكلي 60
سال است كه كشور را اداره ميكنند.مشكل مسكن در اين كشور وجود ندارد و
در صد فقر در سلطان نشين بروني صفر است. جمعيت اين كشور 380.000 نفر و
متوسط عمر افراد75 سال و درآمد سرانه 23.600 دلار ميباشد.
10-كانادا
كانادايي ها در رده دهم قرار دارند و داراي 33 ميليون
جمعيت و متوسط عمر 80 سال و درآمد سرانه 34.000 دلار كه خود نشان از
آرامش و آسايش است.كانادا داراي سيستم بهداشت و پزشكي فوق العاده
بالايي ميباشد و درصد جرائم در اين كشور بسيار پائين است. كانادا از
نظر استاندارد زندگي در رده 3 كشور بالاي رده بندي جهاني قرار دارد.
11-ايرلند
ايرلند با 4 ميليون جمعيت و متوسط عمر 78 سال و درآمد
سرانه 41.000 دلار در سال و اقتصاد كاملا باز و سيستم آموزشي بسيار
بالا و سطح زندگي قابل مقايسه با استانداردهاي اروپايي , توانسته است
كه آسايش و آرامش و شادي را به مردم كشورش به ارمغان بياورد.
12- لوگزامبورگ
كشور كوچك لوگزامبورك با جمعيتي زير 500.000 نفر و
متوسط عمر 79 سال دوازدهمين مردم شاد جهان را داراست. درآمد سرانه
افراد كه بالغ بر 55.600 دلار است ,در جهان مقام اول را دارد. 100%
مردم اين كشور با سواد هستند و در سال 2005 از نظر حقوق بشر و رعايت
حقوق انساني , بعنوان امن ترين كشور جهان لقب گرفت.اين كشور كه 2586
كيلومتر مربع مساحت دارد با كشورهاي بلزيك, فرانسه و آلمان مرز مشترك
دارد.اين كشور بصورت پادشاهي پارلماني اداره ميشود.
فرستنده:مهرداد
گنج خانلو
آرتور اشي (Arthur
Ashe
)
قهرمان افسانه اي تنيس ويمبلدون؛ به
خاطر خون آلوده اي كه در جريان يك عمل جراحي در سال 1983 دريافت كرد،
به بيماري ايدز مبتلا شد و در بستر مرگ افتاد.
او از سراسر دنيا نامه هايي از طرفدارانش دريافت كرد.
يكي از طرفدارانش نوشته بود:
«چرا خدا تو را براي چنين بيماري دردناكي انتخاب كرد؟»
آرتور در پاسخش نوشت:
در دنيا، 50 ميليون كودك بازي تنيس را آغاز مي كنند...
5 ميليون نفر ياد مي گيرند كه چگونه تنيس بازي كنند...
500 هزار نفر تنيس را در سطح حرفه اي ياد مي گيرند...
50 هزار نفر پا به مسابقات مي گذارند...
5 هزار نفر سرشناس مي شوند...
50 نفر به مسابقات ويمبلدون راه پيدا مي كنند...
چهار نفر به نيمه نهايي مي رسند...
و دو نفر به فينال ...
و آن هنگام كه جام قهرماني را روي دستانم گرفته بودم، هرگز نگفتم
"خدايا چرا من؟"
و امروز هم كه از اين بيماري رنج مي كشم،
نيز نمي گويم "خدايا چرا من؟...
فرستنده:مهرداد گنج خانلو
ازبچه های کودکستان سوال زیر پرسیده شد:
«اتوبوس شکل زیر به کدام طرف حرکت میکند؟»
به دقت به شکل نگاه کنید.
جواب سوال بالا را میدانید؟
تنها دو جواب وجود دارد: «چپ» یا «راست»
دربارهاش فکر کنید
...
هنوز نمیدانید به کدام طرف حرکت میکند؟
عیب نداره! ما به شما میگوئیم.
.
.
.
تمام بچه کودکستانیها جوابشان این بود: به
طرف چپ.
وقتی از آنها پرسیده شد: «چرا فکر میکنید
که اتوبوس به طرف چپ حرکت میکند؟»
جواب همهشان این بود: «چون درب اتوبوس دیده
نمیشود.»
خجالت کشیدید، مگه نه؟
عیب نداره! ناراحت نباشید.
من خودم هم جوابش را نمیدونستم
فرستنده:مهرداد
گنج خانلو
سلام
سازمان ملل حركت جديدی را
برای کمک به کودکان فقیر و گرسنه جهان شروع کرده است
که بر اساس آن به ازای هر کلیک روی سایت معرفی شده،به یک کودک گرسنه در
جهان غذای رایگان می رسد.در این برنامه،کاربران با مراجعه به سایت
اینترنتی:thehungersite.com بر روی دکمه زرد
رنگ بالای صفحه کلیک کرده و به این ترتیب به ازای هر کلیک کمپانیهای
اسپانسر هزینه یک وعده غذای رایگان را برای کودکان تقبل می کند.
فرستنده:مهرداد گنج خانلو
چگونه یك
پارادایم
شكل می گیرد؟
گروهی
از دانشمندان 5 میمون را در قفسی قرار دادند. در وسط قفس یك نردبان و
بالای نردبان موز گذاشتند.
هر زمانی كه میمونی
بالای نردبان میرفت دانشمندان بر روی سایر میمونها آب سرد میپاشیدند.
پس از مدتی، هر وقت كه
میمونی بالای نردبان میرفت سایرین او را كتك میزدند.
پس از مدتی دیگر هیچ
میمونی علیرغم وسوسهای كه داشت جرات بالا رفتن از نردبان را به خود
نمیداد.
دانشمندان تصمیم گرفتند
كه یكی از میمونها را جایگزین كنند.
اولین كاری كه این میمون
جدید انجام داد این بود كه بالای نردبان برود كه بلافاصله توسط سایرین
مورد ضرب و شتم قرار گرفت.
پس از چندبار كتك خوردن
میمون جدید با این كه نمیدانست چرا؟ اما یاد گرفت كه بالای نردبان
نرود.
میمون دومی جایگزین
گردید و همان اتفاق تكرار شد.
سومین میمون هم جایگزین
شد و دوباره همان اتفاق (كتك خوردن) تكرار گردید.
به همین ترتیب چهارمین و
پنجمین میمون نیز عوض شدند.
آن چیزی كه باقی مانده
بود گروهی متشكل از 5 میمون جدید بود كه با اینكه هیچگاه آب سردی بر
روی آنها پاشیده نشده بود، میمونی كه بالای نردبان میرفت را كتك
میزدند.
اگر امكان داشت كه از
میمونها بپرسند كه چرا میمونی كه بالای نردبان میرود را كتك میزنند
شرط خواهیم بست كه جواب آنها این خواهد بود
:
'
من نمیدانم، این
اتفاقی است كه اطرافمان می افتد!
'
این جواب به نظر شما در
جامعه امروزی ما آشنا نمیآید ؟
!
فرصت ارسال این را برای
اطرافیانتان از دست ندهید ! چون این امكان میرود كه بعد از مطالعه این
متن از خودشان بپرسند كه :
چرا ما گاهی اوقات
كارهایی را كه دیگران انجام میدهند كوركورانه ادامه داده و پیروی می
كنیم و غافلیم از اینكه دلیل انجام آن كار را عاقلانه و با استدلال
صحیح پی گیری كنیم ؟
فرستنده:مهرداد
گنج خانلو
شروع بزرگترين و پيچيده ترين آزمايش تاريخ علم بشريت
Large Hadron Collider
-
LHC
آزمایش با قويترين شتاب دهنده عظيم ذرات در جهان
حتما شما هم در اواخر هفته گذشته بمناسبت اين واقعه ي
بزرگ تاريخ علم
شاهد لوگوي ويژه ي سايت گوگل بوده ايد !
بزرگترين آزمايش علمي تاريخ بشر در مرز فرانسه و سوئيس
آغاز شد. ساعت 12 ظهر روز چهارشنبه 20 شهريور به وقت ايران و مطابق با
10 سپتامبر 2008 اتاق كنترل شتاب دهنده حلقوي سرن به نام
LHC
كه ميزبان مديران سالهاي دور و نزديك اين مجموعه، دانشمندان و
خبرنگاران بود، با توضيحات كوتاه مدير فعلي سرن، كار خود را آغاز كرد
!
این شتاب دهنده عظیم که
Large Hadron Collider
نام دارد با هزینه 9 میلیارد دلار و بزرگترین و پیچیده
ترین دستگاهی است که تاکنون توسط بشر ساخته شده است. این شتاب دهنده
پروتون ها را با بیش از 99.99 در صد سرعت نور به حرکت در می آورد، سپس
آنها را به هم می کوباند. بر اثر این برخورد دمایی بیش از 1000,000
برابر دمای خورشید در مقیاس کوچک ایجاد می شود! این دستگاه قادر است
شرایط پس از بیگ بنگ (Big
Bang)
يا شروع کائنات را در مقیاس میکروسکوپی شبیه سازی کند.
Large Hadron Collider،
يا
LHC
که به نام "برخورد دهنده هادرونی بزرگ" به فارسی ترجمه شده است، برای
برخی حکم ماشین قیامت را پیدا کرده است. این برخورد دهنده یا به عبارت
دیگر "شتاب دهنده ذره ای" در حقیقت یک آزمایشگاه فیزیک است شامل یک
تونل ۲7 کیلومتری که در زیر زمین ساخته شده است . در این تونل ذرات
کوچکتر از اتم (ذرات بنیادی) تا سرعتهای حیرت آوری نزدیک به سرعت نور
شتاب داده میشوند تا پس از جمع کردن حدود ۱۴ تریلیون الکترون ولت*
انرژی، با هم برخورد کنند . با دنبال کردن و مطالعه این برخوردها و
نتایج حاصل از آن، فیزیکدانان امیدوارند به اسراری از دنیای زیر اتمی
دست یابند که تاکنون خود را از چشم و ابزار و دوربین های آنان پنهان
نگه داشته است.
برخورد دهنده هادرونی بزرگ (Large
Hadron Collider)
که متعلق به سازمان اروپایی پژوهشهای هستهای (CERN)
میباشد، در اعماق يكصد و هفتاد و پنج متری زمین، نزدیک شهر ژنو در
ناحیه مرزی سوئیس و فرانسه بنا شده است و به علت اندازه بزرگ آن، بخشی
از آن در خاک فرانسه و بخشی دیگر در سوئیس قرار گرفته است. سیر تکمیل
پروژه این برخورد دهنده از ایده به عمل بیش از دو دهه طول کشیده است،
اما سرانجام در روز چهارشنبه (دهم سپتامبر) اينكار ميسر شد و برای
اولین بار این ماشین غول پیکر به راه انداخته شد. یکی از اولین اهدافی
که برای این شتاب دهنده بزرگ در نظر گرفته شده، تولید و مطالعه
برخوردهای بنیادینی است که به عقیده فیزیکدانان مشابه هستند با آنچه که
در لحظات آغازین شروع کائنات، یا انفجار بزرگ (بیگ بنگ،
Big Bang)
اتفاق افتاده است.
اگر چه دانشمندان و علاقه مندان بسیاری در اروپا و گوشه و کنار دنیا با
بیقراری در انتظار به راه افتادن این برخورد دهنده بزرگ و شروع به
آزمایشهای مختلف برای مطالعه ذرات بنیادی بودند، خبر آماده شدن و به
راه افتادن عنقریب این دستگاه عده دیگری را در وحشتی عمیق فرو برده بود
: وحشت روز قیامت !
و اما نکاتی در مورد این ماشین شتاب دهنده
CERN
كه قرار است شرایط مشابه با
Big Bang
يا لحظات آغازین شروع کائنات را ایجاد کند، بصورت
اختصار مرور كنيد :
۱- مدت ۲۰ سال است که این پروژه در حال اجرا است.
۲- گروهی متشکل از ۷۰۰۰ دانشمند و فیزیکدان با مشاركت ۸۰ کشور جهان در
این پروژه کار کرده اند !
۳- این ماشین که شبیه یک تیوپ است محیطی برابر با ۲۷ کیلومتر دارد و در
۱۷۵ متری زیر زمین نصب شده است بطوريكه یک قطار به راحتی می تواند از
داخل آن عبور کند.
۴- هدف از آزمایشات این شتاب دهنده، پاسخ به سوالات بزرگ فیزیک از طریق
اصابت و برخورد پروتون ها با یکدیگر با سرعت نور (300 هزار کیلومتر در
ثانیه) است.
۵- دمای تولید شده در آن، ۱۰۰۰،۰۰۰ بار از دمای مرکز خورشید بیشتر است
!
۶- مگنت های ابر رسانای بکار گرفته شده در این ماشین، می تواند دما را
همانند اعماق فضا پایین بیاورد.
7- اين پروژه با هزينه اي بيش از 9 میلیارد دلار آغاز شده است و
مهندسان پيچيدگي آن را بسيار بيش از پيچيدگي ماموريت سفر انسان به ماه
مي دانند..
8- آنها اميدوارند در اين چند ميليونيوم ثانيه، اتحاد نيروهاي اصلي،
ابعاد اضافي عالم، ماده تاريك، ضد ماده و همينطور بسياري از ذرات
بنيادي ابتدايي را آشكار كنند.
9- فيزيكدانان ذرات معتقدند در اين آزمايش مي توانند شرايط اوليه شكل
گيري عالم بر مبناي نظريه مهبانگ را شبيه سازي كنند.
10- اين شتاب دهنده به شكل دايره اي غول پيكر در زير زمين و زير خاك
كشورهاي فرانسه و سوئيس مي گذرد و دايره اي به محيط 27 كيلومتر را شكل
مي دهد.
11- بسياري از محققان اميدوارند با انجام اين آزمايش و تكرار آن در
ماهها و سالهاي آينده به شرايط اوليه كيهان دست يابند.
12- تا اين لحظه همه مراحل آزمايش مطابق برنامه از پيش تعيين شده به
پيش رفته است.
فرستنده:مهرداد گنج خانلو
يك همچو برادری
يكي
از دوستانم به نام پل يك دستگاه اتومبيل سواري به عنوان عيدي از برادرش
دريافت كرده بود. شب عيد هنگامي كه پل از اداره اش بيرون آمد متوجه پسر
بچه شيطاني شد كه دور و بر ماشين نو و براقش قدم مي زد و آن را تحسين
مي كرد. پل نزديك ماشين كه رسيد پسر پرسيد: " اين ماشين مال شماست ،
آقا؟"
پل سرش را به
علامت تائيد تكان داد و گفت: برادرم به عنوان عيدي به من داده است".
پسر متعجب شد و گفت: "منظورتان اين است كه برادرتان اين ماشين را همين
جوري، بدون اين كه ديناري
بابت آن پرداخت
كنيد، به شما داده است؟ آخ جون، اي كاش..."
البته پل كاملاً
واقف بود كه پسر چه آرزويي مي خواهد بكند. او مي خواست آرزو كند. كه اي
كاش او هم يك همچو برادري داشت. اما آنچه كه پسر گفت سرتا پاي وجود پل
را به لرزه درآورد:
" اي كاش من هم
يك همچو برادري بودم."
پل مات و مبهوت
به پسر نگاه كرد و سپس با يك انگيزه آني گفت: "دوست داري با هم تو
ماشين يه گشتي بزنيم؟"
"اوه بله، دوست
دارم."
تازه راه افتاده
بودند كه پسر به طرف پل بر گشت و با چشماني كه از خوشحالي برق مي زد،
گفت: "آقا، مي شه خواهش كنم كه بري به طرف خونه ما؟"
پل لبخند زد. او
خوب
فهميد كه پسر چه
مي خواهد بگويد. او مي خواست به همسايگانش نشان دهد كه توي چه ماشين
بزرگ و شيكي به خانه برگشته است. اما پل باز در اشتباه بود.. پسر گفت:
" بي زحمت اونجايي كه دو تا پله داره، نگهداريد."
پسر از پله ها
بالا دويد. چيزي نگذشت كه پل صداي برگشتن او را شنيد، اما او ديگر تند
و تيـز بر نمي گشت. او برادر كوچك فلج و زمين گير خود را بر پشت حمل
كرده بود. سپس او را روي پله پائيني نشاند و به طرف ماشين اشاره كرد
:
" اوناهاش،
جيمي، مي بيني؟ درست همون طوريه كه طبقه بالا برات تعريف كردم. برادرش
عيدي بهش داده و او ديناري بابت آن پرداخت نكرده. يه روزي
من هم يه همچو
ماشيني به تو هديه خواهم داد ... اونوقت مي توني براي خودت بگردي و
چيزهاي قشنگ ويترين مغازه هاي شب عيد رو، همان طوري كه هميشه برات شرح
مي دم، ببيني."
پل در حالي كه اشكهاي گوشه چشمش را پاك مي كرد از ماشين
پياده شد و پسربچه را در صندلي جلوئي ماشين نشاند. برادر بزرگتر، با
چشماني براق و درخشان، كنار او نشست و سه تائي رهسپار گردشي فراموش
ناشدني شدند.
فرستنده:مهرداد گنج خانلو
کوچكترين مدرسه دنيا در
ايران
شهرت بين المللي و بلاگ
سرباز معلم كوچك ترين مدرسه ايران و جهان
عبدالمحمد
شعراني، سرباز معلم روستاي«كالو» در١٨٠ كيلومتري شهرستان دير استان
بوشهر، توانسته است با راه اندازي يك وبلاگ در آدرس www.dayyertashbad.
blogfa.com
در
باره مدرسه اي بنويسد كه با ٤ دانش آموز و با كمترين امكانات در اين
نقطه از كشورمان قرار دارد.
اين مدرسه
كه كوچك ترين مدرسه دنيا لقب گرفته، توجه رسانه هاي جهان را به خود جلب
كرده است و به همت شعراني اكنون امكاناتي از سوي مسئولان ذيربط در ايران
به آن مدرسه و روستاي كالو (از جمله آب لوله كشي، رايانه، كتابخانه و
ميز و نيمكت) اختصاص پيدا كرده است. از طريق همين وبلاگ بود كه
ايرانيان و
حتي سازمان يونسكو، با اين مدرسه آشنا شده اند. مدير آموزش و پرورش منطقه
رايانه خودش را براي اين مدرسه فرستاده است و ايرانياني از آمريكا براي
اين مدرسه هديه فرستاده اند، يك مدرس ايراني در آلمان نوشته هاي اورا
به زبان آلماني براي كلاسش ترجمه مي كند و اين معلم از سوي روزنامه همشهري
به عنوان يكي از٧ قهرمان اجتماعي كشور در سال ٨٦ شناخته شده است.
محتواي وبلاگ
شعراني نه گلايه از كمبود امكانات و نه اعتراض و شكايت از زمين و زمان،
بلكه روايت جاري زندگي و مشق زيستن و عشق آموختن و ياد دادن در هر شرايطي
و نگاهي جديد به دنيا و مسائل اجتماعي است. «شعراني معلم مدرسه اي كوچك
به عظمت تمام دنيا و معلمي جوان كه نه تنها معلم كودكان خردسال مدرسه اش
بلكه معلم همه آن هايي است كه دوست دارند رسم عاشقي بياموزند.»؛ «او
بهحميده، پريسا، حسين و مهدي مي آموزد كه در عبور از روزهاي سخت اين
آدم هاي سخت
هستند كه مي مانند نه روزهاي سخت»؛ شعراني اين سرباز معلم درس مهرباني،
محبت، اميد، عشق به زندگي، پيشرفت و دوست داشتن را به دانش آموزانش
مي آموزد؛ «اين جا مهرباني بر دل ها حكمراني مي كند و زندگي با همه
فرازها و فرودهايش جاري است»
فرستنده:مهرداد
گنج خانلو
انسان بودن بدون نمك
و فلفل
يكي
از جانبازان جنگ تحميلي كه پس
از مجروح شدن به علت وضع وخيمش به ايتاليا اعزام شده
بود و در يكي از بيمارستانهاي شهر رم
به مداوا مشغول بود. از قضا متوجه ميشود كه خانم
پرستاري كه از او
مراقبت مي كند نام خانوادگي اش "مالديني" است ابتدا
تصور ميكند كه تشابه اسمي باشد
اما در نهايت از او سوال ميكند كه آيا با پائولو
مالديني ستاره شهير تيم ميلان
ايتاليا نسبتي دارد ؟
....
و خانم پرستار در پاسخ مي گويد
كه پائولو مالديني برادر وي مي باشد ، دوست جانباز نيز
در حالي كه بسيار خوشحال شده
بود از خانم پرستار خواهش مي كند كه اگر ممكن است عكسي
از پائولو مالديني برايش به
يادگار بياورد و خانم پرستار قول مي دهد كه برايش تهيه
كند صبح روز بعد دوست جانباز
هنگامي كه از خواب بيدار مي شود كنار تخت خود مالديني
را مي بيند كه با يك دسته گل به
انتظار بيدار شدنش نشسته است...
مالديني از شهر ميلان واقع در شمال غربي ايتاليا به شهر رم واقع در
مركز كشور
ايتاليا كه فاصله اي حدودا ششصد كيلومتري دارد آمده تا
از اين جانباز جنگي كه
خواستار داشتن عكس يادگاري اوست عيادت كند
فرستنده: مهرداد گنج
خانلو
|